
کلـماتِ پنهـــان [...] پایگاه رسمی نوشته های مرتضـــی حاتمـــــییادداشت؛کتابسازی برای کودکان!/ مرتضی حاتمی/ ایبناسرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرتضی حاتمی: وقتی به محل کارم آمد، بستهای پستی در دست داشت و آن را بازکرده بود. تعدادی کتاب (شما بخوانید بولتن) رنگی در بسته بود. یک جلد از آن را به من داد و با افتخار و گفت: این کتاب را دخترم نوشته و به تازگی آن را برایش منتشر کردهایم.به او و دخترش به خاطر این اتفاق فرهنگی تبریک گفتم و از او پرسیدم: چه کاری از دستم بر می آید؟ آه بلندی...
ادامه مطلب
کلـماتِ پنهـــان [...] پایگاه رسمی نوشته های مرتضـــی حاتمـــــییادداشت؛ منصور یاقوتی؛ استوار و ریشهدار چون بلوط/ خبرگزاری کتاب ایرانیادداشت؛منصور یاقوتی؛ استوار و ریشهدار چون بلوطایلام- منصور یاقوتی، نویسنده و پژوهشگر معاصر، یکی از راهگشایان ادبیات داستانی در غرب کشور و از پژوهشگران فرهنگ و ادبیات کردی است و با انتشار آثار بسیار، نقشی مهم در توسعه فرهنگ کتابخوانی و نگهداری و ثبت آثار ادبیات شفاهی داشته است.سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرتضی حاتمی: نخستین کتابی که دوم دبیرستا...
ادامه مطلب
یادداشت؛ایلام- منصور یاقوتی، نویسنده و پژوهشگر معاصر، یکی از راهگشایان ادبیات داستانی در غرب کشور و از پژوهشگران فرهنگ و ادبیات کردی است و با انتشار آثار بسیار، نقشی مهم در توسعه فرهنگ کتابخوانی و نگهداری و ثبت آثار ادبیات شفاهی داشته است.سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرتضی حاتمی: نخستین کتابی که دوم دبیرستان از «منصور یاقوتی» نویسنده و پژوهشگر پیشکسوت کرمانشاهی خواندم، رمان بومی و با تکنیک رئالیسم روستایی «دهقانان» بود. کتابی با جلدی دو رنگ و کاغذی کاهی که بوی شکلات میداد. اوایل دهه هفتاد کنار دبیرستان مطهری شهر صحنه، کتابفروشی میانسال به نام قاسمی، بساط کتابهای کهنه و دست دوم پهن میکرد و به امید فروش کتابهایش به دانش آموزان و مردم هر صبح تا غروب، بساطش پهن بود و غروب، سوار ب...
ادامه مطلب
سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرتضی حاتمی: وقتی به محل کارم آمد، بستهای پستی در دست داشت و آن را بازکرده بود. تعدادی کتاب (شما بخوانید بولتن) رنگی در بسته بود. یک جلد از آن را به من داد و با افتخار و گفت: این کتاب را دخترم نوشته و به تازگی آن را برایش منتشر کردهایم.به او و دخترش به خاطر این اتفاق فرهنگی تبریک گفتم و از او پرسیدم: چه کاری از دستم بر می آید؟ آه بلندی کشید و جواب داد: برای خرید از کتاب حمایت کنید. برای چاپ چند جلد از این کتاب، خیلی هزینه پرداخت کرده ایم.کتاب را ورق زدم. چیزی در مایههای بولتنی رنگی در ۱۴ صفحه و قطع کوچکتر از خشتی. ناشر را میشناختم و در فضای مجازی تبلیغات گستردهای دارد. اغلب پایاننامه ها و مقالات و رسالههای دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلی را در قیم...
ادامه مطلب